آنچه در فصل سوم «ناپلئون گمشده» خواهید دید:
آنچه در فصل سوم «ناپلئون گمشده» خواهید دید:
«جونگ کوک میدونی چقدر دنبالت بودم؟!»
«اون هر...زه مادر تو نیست. مادر تو اون زنی نیست که ولت کرد رفت.»
«چطور تونستی همچین بلایی رو سرمون بیاری؟ ۱۴ سال.
۱۴ سال سئول بدون تو بزرگ شد.»
«بابا این کتابه چیه؟ زیر تختت پیدا کردم. دستخط مادره.»
«عشق زندگیم دووم بیار نزدیک. بیمارستانیم. سئول رو تنها نذار.»
«آقای دکتر عملش چه جوری بود؟ میتونم ببینمش؟ زنده میمونه؟»
«باباااا پشت سرت!!!»
«برای چی خودتو انداختی وسط گلوله جونگکوک؟»
«چون عشق یعنی پیدا کردن همان آدم، بعد از هزار بار گم شدن. حتی اگه اون آدم خودش گم شده باشه.»
«جونگ کوک میدونی چقدر دنبالت بودم؟!»
«اون هر...زه مادر تو نیست. مادر تو اون زنی نیست که ولت کرد رفت.»
«چطور تونستی همچین بلایی رو سرمون بیاری؟ ۱۴ سال.
۱۴ سال سئول بدون تو بزرگ شد.»
«بابا این کتابه چیه؟ زیر تختت پیدا کردم. دستخط مادره.»
«عشق زندگیم دووم بیار نزدیک. بیمارستانیم. سئول رو تنها نذار.»
«آقای دکتر عملش چه جوری بود؟ میتونم ببینمش؟ زنده میمونه؟»
«باباااا پشت سرت!!!»
«برای چی خودتو انداختی وسط گلوله جونگکوک؟»
«چون عشق یعنی پیدا کردن همان آدم، بعد از هزار بار گم شدن. حتی اگه اون آدم خودش گم شده باشه.»
- ۳۸۹
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط