با خیال یار در یک پیرهن خوابیده ام.

با خیال یار در یک پیرهن خوابیده ام.



برندارد سر ز بالین هر که بیدارم کند...
دیدگاه ها (۲)

تیرش به دلم خورد ولیکن به هدف نه..این عشق در آورد دل از پا و...

نه سیم .نه دل . نه یار داریم.............پس ما به جهان چکار ...

چه نامرددلی دارم من.تو نیستی و میتپد..تو نیستی و هنوز نفس می...

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را... با اسیر غم خود،رحم چر...

.......

امشب که خیال سخنت ز‌ سر دارماکنون که از فکرت ، تب ز تن دارم ...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط