توبری تلخ میشه آخر قصه

توبری تلخ میشه آخر قصه
میمونه به یاد من اسمت
دیدگاه ها (۳)

فکر میکنی که پیرم مگه توقع داری تو ازم تا کیولی میدونی که شی...

توهمه جا بودی وصل به من مثل اسممبی تو سرده و بی روحه جسممتوه...

ولی میخوام بدونی که بی تو فردایی نیست نه بدون تو فرد...

ماجرا اینکه اونی که نداره بایکتهنام اوتهمرگ و زندگیت پای خود...

عصرهای کریسکان

قصه تلخ ما قصه همان کلاغ بچگی بود که هیچ وقت به خونه اش نرسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط