حالا میفهمم...

حالا میفهمم...
حقیقتش اینروزا حالم افتضاحه و الان بالاخره فهمیدم دلیلش چیه، بعد از اتفاقایی که افتاد شدیدا احساس کمبود محبت میکنم. تا حالا زیاد این اتفاق افتاده و معمولا با تصور کردن آدمای مورد علاقم کنارم، حلش میکردم اما انگاری قوه تخیلم خراب شده. خیلی حس تنهایی میکنم.
وای، خواهش میکنم لطفا فکر نکنید آدم افسرده ای هستم فقط، این روشم برای به زبون آوردن حرفامه. اینجوری، حداقل خیالم راحته که یه نفر حرفامو میشنوه
(یه تشکر ویژه به لیدی و موهی برای حداقل یکم بهتر کردن حالم تو این مدت بدهکارم، دوستون دارم♡)
دیدگاه ها (۲۷)

سلام، امروز تولدمه، هاهاهازهرای عزیزم، ازت ممنونم که یکسال د...

امروز ۲۶ تیر رسما یکسال میشه که یه خانواده جدید دارم، یادمه ...

"هری، تو آدم بدی نیستی! آدم خوبی هستی که اتفاقای بدی براش اف...

زنده بودن زمان می برد. از همه چیز بریدن هم زمان می برد."میخو...

سناریو ایزانا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط