دل من اخم نکن، اخم تو پایان من است

دل من اخم نکن، اخم تو پایان من است
غم تو خاتمه ی چشمه ی باران من است

اوج دلتنگی من لحظه ی بی هم نفسیست
چشمه ی عشق تو چون شمع فروزان من است
گذرت نیست به این کوچه نمیدانم من،
که چرا هجر تو مجموعه ی زندان من است

غم دل خوردن و از اشک حکایت کردن
سرنوشت من و باران زمستان من است
دیدگاه ها (۴)

ای قرار بیقراریهای منحاصل چشم انتظاریهای منتاب این بی تابی ه...

من از عهد آدم تو را دوست دارماز آغاز عالم تو را دوست دارمچه ...

تو به من خندیدی و نمی فهمیدی در پس سردی آن خنده تلخ، دلکی می...

دنیا که آمد گریه‌هایش مثل من بودمثل من او هم خسته از زندان ت...

💫 باز دل تنگ تو شد کاش خدا رحم کند؛وقت باریدن اشکم  ،  نم با...

داستان:هوای اوایل پاییز در شهر کوچک “نرگس‌زار” دل‌انگیز بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط