⛓️بد بوی 🔮 پارت 75
⛓️بد بوی 🔮 پارت 75
جیمین :اون دختر لی جانگه
ا ت:لی جانگ دیگه کدوم خریه
جیمین لی جانگ بارها به انبار اسلحه ها حمله کرده
ا ت:خوب من میخوام بدونم حمله لی جانگ به انبارا چه ربطی به پیشنهاد ازدواج تو به دخترش داره
جیمین :خوب دارم میگم
ا ت:بگو
جیمین :لی جانگ از قبل ازدواج منو تو میخواست منو و دخترش باهم ازدواج کنیم
ا ت:خوب چرا همون موقع کار خودتو اسون نکردی
داد زد
جیمین :ا ت
ا ت:سر من داد نزن
جیمین :خوب عصبیم نکن
ا ت:من ده برابر تو عصبی هست اما حق نداری سر من داد بزنی
جیمین :ببخشید
ا ت:الان معذرت خواهیت برای کدوم کارته خیانتت یا
نزاشت ادامه حرفمو بگم و دوباره داد زد
جیمین :من بهت خيانت نکردم کی میخوای بفهمی
بلند گفتم
ا ت:گفتم سر من داد نزن
یهو بغلم کرد
جیمین :ببخشید ببخشید
ا ت:جیمین ولم کن
جیمین :هیسسسی گوش کن چی میگم
ا ت:اگه ولم کنی گوش میکنم
جیمین :ولت نمیکنم
ا ت:منم گوش نمیدم
جیمین :نمیخوای بدونی چرا به اون دختره پیشنهاد ازدواج دادم
ا ت :........
جیمین :باشه گوش نکن من میگم، بابام قبول نکرد چون لی جانگ یه خلاف کار و قاتله و به زن و بچه رحم نمیکنه ادم کثیفیه، از اون موقع به بعد باهم دشمن بودن که من جانشین پدرم شدم و الان هم دشمنیش با منه
از اونطرف پسر عوضیش برای انتقام از بابام به دختر عموم که بعد از فوت عموم بابام سرپرستیشو به عهده گرفت تجاوز کرده، اون روز رفتم بوسان ملاقاتش ازم خواست انتقامشو بگیرم منم از طرف دخترش میخوام بهشون نزدیک بشمو دوتاشونو بکشم دو ساله که این خوانواده از حدش گذشته
ات:پس چرا بهش پیشنهاد ازدواج دادی
جیمین :توی انگشتری که دستشه یه دوربینه که همه چیو ظبط میکنه برای همین این کارو کردم
ا ت:چرا تو، میتونستی یکی از ادماتو بفرستی که بهش نزدیک بشه
کامنتای پارت بعد 50
فقط لطفا با کامنتاتون بهم انرژی بدین که فیک بعدی بنویسم 🥺🥺🥺🥺
🌌🔮
جیمین :اون دختر لی جانگه
ا ت:لی جانگ دیگه کدوم خریه
جیمین لی جانگ بارها به انبار اسلحه ها حمله کرده
ا ت:خوب من میخوام بدونم حمله لی جانگ به انبارا چه ربطی به پیشنهاد ازدواج تو به دخترش داره
جیمین :خوب دارم میگم
ا ت:بگو
جیمین :لی جانگ از قبل ازدواج منو تو میخواست منو و دخترش باهم ازدواج کنیم
ا ت:خوب چرا همون موقع کار خودتو اسون نکردی
داد زد
جیمین :ا ت
ا ت:سر من داد نزن
جیمین :خوب عصبیم نکن
ا ت:من ده برابر تو عصبی هست اما حق نداری سر من داد بزنی
جیمین :ببخشید
ا ت:الان معذرت خواهیت برای کدوم کارته خیانتت یا
نزاشت ادامه حرفمو بگم و دوباره داد زد
جیمین :من بهت خيانت نکردم کی میخوای بفهمی
بلند گفتم
ا ت:گفتم سر من داد نزن
یهو بغلم کرد
جیمین :ببخشید ببخشید
ا ت:جیمین ولم کن
جیمین :هیسسسی گوش کن چی میگم
ا ت:اگه ولم کنی گوش میکنم
جیمین :ولت نمیکنم
ا ت:منم گوش نمیدم
جیمین :نمیخوای بدونی چرا به اون دختره پیشنهاد ازدواج دادم
ا ت :........
جیمین :باشه گوش نکن من میگم، بابام قبول نکرد چون لی جانگ یه خلاف کار و قاتله و به زن و بچه رحم نمیکنه ادم کثیفیه، از اون موقع به بعد باهم دشمن بودن که من جانشین پدرم شدم و الان هم دشمنیش با منه
از اونطرف پسر عوضیش برای انتقام از بابام به دختر عموم که بعد از فوت عموم بابام سرپرستیشو به عهده گرفت تجاوز کرده، اون روز رفتم بوسان ملاقاتش ازم خواست انتقامشو بگیرم منم از طرف دخترش میخوام بهشون نزدیک بشمو دوتاشونو بکشم دو ساله که این خوانواده از حدش گذشته
ات:پس چرا بهش پیشنهاد ازدواج دادی
جیمین :توی انگشتری که دستشه یه دوربینه که همه چیو ظبط میکنه برای همین این کارو کردم
ا ت:چرا تو، میتونستی یکی از ادماتو بفرستی که بهش نزدیک بشه
کامنتای پارت بعد 50
فقط لطفا با کامنتاتون بهم انرژی بدین که فیک بعدی بنویسم 🥺🥺🥺🥺
🌌🔮
- ۵۴.۹k
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱۸۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط