پارت سه

پارت سه


-------------------------------------
و ا/ت ، تاکئومی و شین باهم رفتن به بیمارستان
(مایکی و سنجو و باجی تو خونه بودن)
بعد از رسیدن و مراقبت دکترا از هارو , هارو رو بردن به یکی از اتاق ها و گفتن که به احتمال زیاد ممکنه که رد زخم کنار لباش بمونه
اون ها هم رفتن خونه تا بچه ها رو بیارن پیش هارو
°فلش بک به چند دقیقه بعد
بعد از رسیدن شین و مایکی رفتن تو اتاق هارو و مایکی ازش معذرت خواهی کرد
ا/ت:هوففففف عجب روزی بوددد
تاکئومی: اره...
ا/ت : چی شده تاکئومی؟؟؟؟
تاکئومی: هیچی...فقط احساس میکنم اتفاق خوبی قرار نیست بیوفته...
°فلش بک به اینده
با تاکئومی و سنجو هاروچیو خدافظی کردیم و رفتیم خونه شین
(چون شین اصرار کرده بود ا/ت تو خونه اونا بمونه)
وقتی تو راه بودیم با شین در مورد نبودن واکا و بنکی حرف زدیم و مایکی تو باغ نبود.
بعد از رسیدن یکی از لباسای شین رو گرفتم و پوشیدم و رفتم پیش شین دیدم از خنده دلش درد گرفت
منم یه حالت پوکر بودم که چته باز؟؟
اونم گفت خیلی کیوت شدی
منم کم مونده بود بزنم تو دهنش
ولی یه جوری خودمو کنترل کردم
بعدش آخر شب من ، اما ، مایکی و شین نشستیم فیلم ببینیم
منو شین کنار هم نشسته بودیم و اما و مایکی کنار هم
بعد از ۱ ساعت گذشتن از فیلم من و مایکی و اما خوابمون برد
شین هم مارو بلند کرد ببره تو اتاقامون
که من یهو بیدار شدم و به شین گفتم چی کار میکنی؟؟
شین:باید بخوابیم
ا/ت : باشه منو بزار زمین خودم یه چی بردارم روش بخوابم
شین: چی؟؟
ا/ت:پیچ پیچی گفتم یچی بردارم روش بخوابم
شین:امشب پیش من میخوابی.
ا/ت: چرا؟؟
شین:یه شب مهمونیا
ا/ت: باش
شین:جدی؟؟!!
ا/ت: اره
بعدش رفتیم اتاق شین و خوابیدیم که......

جای حساس تموم میکنم😃😃
از کرم گذشته من مار دارم😃😃😃😃😃
دیدگاه ها (۲)

ممنون✨😃👍👍

ممنون😃😃👍✨✨

پارت ۲---------------------------------سنجو: چون ..چون من بو...

✨✨✨✨

بلاخره از مایکی وانشات دادمممممماین بشر چرا انقدر جذابه ؟ 🗿🗿...

بچه ها ببخشید دیر شد اخر هفته رو کامل بیرون بودم.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط