part³
part³
با لحن نسبتا خش**نی اینو بهش گفتم وکمی به پایین حلش دادم.بدون لحظه ای شک وتردید از دستورم پیروی کرد.
اون یه برده مطیع بود دقیقا همون مدلی که من شیفته اش بودم.
انگشت شستم رو دور لب**ش چرخوندم و اون مطیعانه وسریع لب هاشو از هم فاصله داد، من قبلا ندیده بودمش اما اون میدونه که در برابر من باید چه رفتاری نشون بده تا رضایتم رو جلب کنه.
سرشو به دیوار چسبوندم و اون دستاشو بالا اورد و شروع کرد به باز کردن دکمه شلوارم، دختر مهماندار اب دهنش رو با سروصدا قورت داد و چشمهای درشتش تمام این مدت به من خیره بود.
_ببندشون!
با ارامش گفتم و انگشتامو نوازش گونه اطراف چشم هاش میکشیدم.
-تاوقتی اجازه ندادم چشماتو باز نمیکنی!
ال**تم رو از شلوارم بیرون کشیدم، تقربیا سفت و دردناک شده بود.
اونو رو لب های دخترک فشار دادم ودختر هم با اشتیاق وناز دهنش رو باز کرد.
تو ذهنم بهش پوزخندی زدم وگفتم:(نمیدونی که چی انتظارت رو میکشه)
و آل**تم رو با فشار ومحکم تا ته حلقش فرو کردم، در همون حال سرش رو نگه داشته بودم تا نتونه تکون بخوره.
حس کردم داره خفه میشه اما ذره ای از فشارم توی دهنش کم نکردم وحتی با قدرت بیشتری خودم رو تو دهنش جلو بردم.
خودشه، عاشق همین حسم، وقتی که با وحشت چشماشون رو باز میکنن و ترسیدن که نکنه واقعا با این کارم خفه شون کنم.
به ارومی عقب کشیدم، ضربه ای به گونش زدم
البته نه خیلی محکم فقط در حدی که روش تاثیر گذاشته باشم.
دیدم که خیالش راحت شد و لباش رو خی*سی بز*اقش که توسط آل*تم رو لب هاش پخش شده بود رو بگیره بدنش از هیجان میلرزیدن
فعلا شرط نداریم ولی لایک و فالو فراموش نشه
با لحن نسبتا خش**نی اینو بهش گفتم وکمی به پایین حلش دادم.بدون لحظه ای شک وتردید از دستورم پیروی کرد.
اون یه برده مطیع بود دقیقا همون مدلی که من شیفته اش بودم.
انگشت شستم رو دور لب**ش چرخوندم و اون مطیعانه وسریع لب هاشو از هم فاصله داد، من قبلا ندیده بودمش اما اون میدونه که در برابر من باید چه رفتاری نشون بده تا رضایتم رو جلب کنه.
سرشو به دیوار چسبوندم و اون دستاشو بالا اورد و شروع کرد به باز کردن دکمه شلوارم، دختر مهماندار اب دهنش رو با سروصدا قورت داد و چشمهای درشتش تمام این مدت به من خیره بود.
_ببندشون!
با ارامش گفتم و انگشتامو نوازش گونه اطراف چشم هاش میکشیدم.
-تاوقتی اجازه ندادم چشماتو باز نمیکنی!
ال**تم رو از شلوارم بیرون کشیدم، تقربیا سفت و دردناک شده بود.
اونو رو لب های دخترک فشار دادم ودختر هم با اشتیاق وناز دهنش رو باز کرد.
تو ذهنم بهش پوزخندی زدم وگفتم:(نمیدونی که چی انتظارت رو میکشه)
و آل**تم رو با فشار ومحکم تا ته حلقش فرو کردم، در همون حال سرش رو نگه داشته بودم تا نتونه تکون بخوره.
حس کردم داره خفه میشه اما ذره ای از فشارم توی دهنش کم نکردم وحتی با قدرت بیشتری خودم رو تو دهنش جلو بردم.
خودشه، عاشق همین حسم، وقتی که با وحشت چشماشون رو باز میکنن و ترسیدن که نکنه واقعا با این کارم خفه شون کنم.
به ارومی عقب کشیدم، ضربه ای به گونش زدم
البته نه خیلی محکم فقط در حدی که روش تاثیر گذاشته باشم.
دیدم که خیالش راحت شد و لباش رو خی*سی بز*اقش که توسط آل*تم رو لب هاش پخش شده بود رو بگیره بدنش از هیجان میلرزیدن
فعلا شرط نداریم ولی لایک و فالو فراموش نشه
- ۴۶۸
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط