༒ فرشته‌ای از اعماق جهنم ༒

༒ فرشته‌ای از اعماق جهنم ༒
part4
مکث کرده بودم با تعجب
چشمم به یه در دیگه خورد آروم رفتم
سمتش درو باز کردم
اما این دفعه با یه جنگل
پر از مه روبرو شدم لابه لای
مه یه زن وایساده بود این دفعه صورتش
خیلی مشخص بود کامل متفاوت روی
گردنبندش نوشته بود
Jisoo

ا/ت:سلام

هیچکس جواب نداد

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

༒ فرشته‌ای از اعماق جهنم ༒ part3 انگار جهنم بود توی یه خونه...

༒ فرشته‌ای از اعماق جهنم ༒part2وقتی دوباره سرمو برگردوندم عق...

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط