تا که بر گنبد تو دیده ام از دور افتاد

تا که بر گنبد تو دیده ام از دور افتاد
ناگهان بر دل آلوده ی من شور افتاد
اولین بار که دیدم حرمت را گفتم
ای سلیمان به سرایت گذر مور افتاد
. از کار من گره نگشاید کسی مگر
دست گره گشای تو ................

. ما را کرمش داد ز هر غصه نجات
بر معرفت و مرام سلطان صلوات..........................
دیدگاه ها (۹۷)

هیچ وقت نخواستم دشمنانم رو بشناسم.........چون میدونستم که....

سلام دوستان گلم صبح جمعه تک تکتون زیبا....

بهترین پیامک عاشقانه سال.....بیا با قایق عشقمون تو اسمون ...

سلام رفقا .... من امشب میخام یادی از اون دوستا و رفیقای...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۲: «تاج...

پارت شانزدهم | قلبی که لو می‌رود...از آن روزی که جنگکوک جان ...

تا که بر گنبد تو دیده ام از دور افتادناگهان بر دل آلوده ی من...

یک بلیطباز یک حال عجیبپر شده از رنگ حرمرنگ یک اذن ورودرنگ یک...

تا که بر گنبد تو دیده ام از دور افتاد ناگهان بر دل آلوده من...

آقا طلبید...یک بلیطباز یک حال عجیبپر شده از رنگ حرمرنگ یک اذ...

🍃 🌺 تا ڪہ بر گنبد تو دیده ام از دور افتادناگهان بر دل آلوده ...

🏪 #وقت_سلامتا که بر گنبد تو دیده‌ام از دور افتادناگهان در دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط