امشب را بیدار بمانیم

امشب را بیدار بمانیم
تا سپیده
تا به وقت لبخند آبی صبح
دستهایمان رادوباره یکی کنیم
و گردن آویز خورشید را
برگردن نسترن حلقه کنیم
می خواهم
یادگاریهای پراکنده امان را
التماس کنم
جان بگیرند و جمع شوند
تا بر برو بوم ماه خالکوبی کنم
به چهل که نزدیک می شویم
پانزده سالگیمان دیدنی تر است
گلبرگهای خشکیده
نامه های بی سلام
شورا به های پایانی
امضاهای بیهوده

بیدار بمانیم
پا به پای این نامه
میان گفتم .گفتی
میان آمدم . رفتی
دیدگاه ها (۱)

به دنیا لبخند بزنتا بهت لبخند بزنه1 بار متولد شدی1بار به خاک...

میگویی لبخند بزن تا عکس زیباتری بیفتدمیخواهم بعدا هر وقت به ...

دانه دانه به رشته کشیدم ...یک گلبرگ داوودییک قطره بارونداوود...

دیر آمدی... کمی تغییر کرده ام .برای شناختنم عکسم را مچاله کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط