دستم را بگیر ..!

دستم را بگیر ..!
همین دست برایت ترانه ‌های‌ عاشقانه نوشته،
همین دست،سوخته در حسرتِ لمس دستهای‌ تو،
همین دست پاک کرده اشک ‌هایی‌ را که در نبودنت به گونه دویدند ..
این دست بوی‌ ترکه‌های‌ کلاس سوم را می‌دهد هنوز،
این دست کابل خورده،

تا یاد بگیرد بنویسد؛
آزادی‌ ..
این دستِ پینه‌بسته از نوشتنِ مداومِ نامت،
دستم را بگیر و از خیابانِ زندگی ‌
بگذران مرا ..!
دیدگاه ها (۳)

شنیده ام چشم به راه باران پاییزی...کنار پنجره اتاقت می نشینی...

دلم برایت تنگ شدهو حالا که نیستیدارد چشمانم درد می کشد از نب...

تو فقط بگو" دوستم داری"بگو تمام آرزوهایت منم،آنگاه سیل اشکها...

عشق یعنیدرمیان غصه های زندگی یک نفر باشد که آرامت کند.

part:19

ناپلئون گمشده(فصل اول)

my exp.33نشستِ عکاسی تموم شده بود و حالا، پشت صحنه، جو کمی آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط