بر نگشتیم و نمی گردیم باز

بر نگشتیم و نمی گردیم باز

پای برگشتم نیست
قصه عمر است و پیمانه تهیست
صحبت ازخستگی و درماندگی ها باقیست
هر چه جز عشق وجودش فانیست
همه عمرسراب
همه عمر شتاب
نرسیدیم
به آب
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

وای بر منگر تو آن گم کرده ام باشی

تا نورزی عشق را پیدا نگردد عاشقی تا نکاری بذر را گلگون نگردد...

کاش بر میگشتم دوبارهبه ایام بی سروسامانیبه شتاب ناگهانیبه غر...

چه صبری دارد این یزدان که هم پیداست و هم پنهان #شهزاد

در پس پرده بسی راز نهان می بینمیک جهان عشق در این کنج جهان م...

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط