کاش میدانستی

کاش میدانستی
یک زن از لحظه‌ای که
"دوستت دارم" می‌گوید
از لحظه‌‌ای که بوسیده می‌شود
از لحظه‌ای که به آغوش کشیده می‌شود،
دیگر خودش نیست
میشود تـو
میشود با هم بودن
آن لحظه که ترکش میکنی
دو نیم اَش میکنی
و یک نیمه اَش را با خود میبری
نگو زمان همه چیز را حل می‌کند
که زمان، تنها، کُند می‌کند جستجوی او را برای یافتن نیمه دیگرش
نگو فراموش کن
که او یک چشمش همیشه باقی می‌ماند به نیمه رفته دیگرش ..
دیدگاه ها (۳)

آنکه آسوٖده‌ی خواب استبه بازویِ رقیب بالشِ نم زده از گریهچه ...

مهم نیس تو چقدر دوسش داری مهم نیس چقدر نڪَرانشیمهم نیس چقدر ...

تلخ یعنیدلامون پیشِ هم باشهاما خودمون نتونیم کنار هم باشیم.....

وقتی فهمید میخوامش خندید و رفتالتماس و توی چشمام دید و رفتبا...

محدث نوری در نجم الثاقب مینویسد که فردی به نام شیخ حسین هم ف...

رمـان زخٰم عشق تـو پـارت هفتـم🌚✨︵᷼⏜۪۪۪︵۫۫۫ʾ۪۫ׄ︵᷼︵᷼⏜۪۪۪︵۫۫۫ʾ۫...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط