میگویند یک روزی هست

میگویند یک روزی هست 

که چرتکـه دست میگیرند و حساب و کتاب میکنند 

و آن روز تـــو باید تــــاوان آن چه با من کردی را بدهی

فقط نمیدانم 

تاوان دادن آن موقع تـــو ، به چه درد من میخورد؟
دیدگاه ها (۴)

چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟با دو چشمان پر از اشک صدایش ...

بین منو تو فاصله غوغا میکنه … یاد حرفای قشنگت منو رها نمیکنه...

اولین خنده ز بی دردی بود    آخرین گریه ز بی درمانی

خاطرات آدم مثل یه تیغ کند میمونه که رو رگت میکشی!    نمیبره ...

خلاصه پسر صدفی

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط