تو منو دوست داری؟
تو منو دوست داری؟
پارت ۱۶
ویو انیا
برای استراحت دراز کشیدم که دامیان دورم خیمه زد
انیا: چیکار میکنی ؟
دامیان: میخوام بچشممم🤤
انیا: چیرو؟ اگر غذا میخوای میرم بیارم
دامیان: غذا نمی خوام فقط لبتو میخوام
انیا: چییییی؟
دامیان: فقط میخوام لبتو بچشممم 🤤
انیا:........
انیا: چیزههه انیا میخواد بره سرویس بهداشتی
دامیان: باشه برو😊😊
فرار کردم چون زیاد منو میبوسه
من خوشم نمیاد😠😠
ویو بکی
بکی: انیا چیشده چرا نفس نفس میزنی
انیا: چیزی نشده فقط دامیان منو میخواست ببوسه و فرار کردم
بکی: شیطونا😈😈😈
بعد اینکه دوتا بچه هام امدن منظورم انیسا و دامیاره با بکی رفتیم توی چادر چون اگه دوباره تنهایی میرفتم توی چادر
دامیاتن دوباره منو میبوسید😟😟( بچه ها کسی نمیدونه انیا و دامیان دوست دختر دوست پسرن بجز انیسا و دامیار و بکی)
رفتیم داخل چادر دامیان به من هی نگاه میکرد منم قیافم😠😝😠😝 و دامیان پوسخند ریزی میزد و منم😠😝😠😝🍅🍅 بودم
اینم پارت ۱۶ 💖💖💖💖
اصکی❌
اجازه
پارت ۱۶
ویو انیا
برای استراحت دراز کشیدم که دامیان دورم خیمه زد
انیا: چیکار میکنی ؟
دامیان: میخوام بچشممم🤤
انیا: چیرو؟ اگر غذا میخوای میرم بیارم
دامیان: غذا نمی خوام فقط لبتو میخوام
انیا: چییییی؟
دامیان: فقط میخوام لبتو بچشممم 🤤
انیا:........
انیا: چیزههه انیا میخواد بره سرویس بهداشتی
دامیان: باشه برو😊😊
فرار کردم چون زیاد منو میبوسه
من خوشم نمیاد😠😠
ویو بکی
بکی: انیا چیشده چرا نفس نفس میزنی
انیا: چیزی نشده فقط دامیان منو میخواست ببوسه و فرار کردم
بکی: شیطونا😈😈😈
بعد اینکه دوتا بچه هام امدن منظورم انیسا و دامیاره با بکی رفتیم توی چادر چون اگه دوباره تنهایی میرفتم توی چادر
دامیاتن دوباره منو میبوسید😟😟( بچه ها کسی نمیدونه انیا و دامیان دوست دختر دوست پسرن بجز انیسا و دامیار و بکی)
رفتیم داخل چادر دامیان به من هی نگاه میکرد منم قیافم😠😝😠😝 و دامیان پوسخند ریزی میزد و منم😠😝😠😝🍅🍅 بودم
اینم پارت ۱۶ 💖💖💖💖
اصکی❌
اجازه
- ۷.۴k
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط