در نظر دارم که چشمان تو را خواب کنم

در نظر دارم که چشمان تو را خواب کنم
ناگهان بوسه ای از آن لب پر آب کنم


ماه رویت بر سرم باشد و من مثل پلنگ
گاه گاهی حمله بر چهره ی مهتاب کنم


خرمن شب پوش گیسویت رها باشد و من
سینه را غرق سکوتی مثل مرداب کنم


مثل حالات کویری که در آتش گیر است
خاک تن از بوی باران تو سیراب کنم


با وجودی که هوای چشم تو زیباتر است
در نظر دارم که چشمان تو را خواب کنم
دیدگاه ها (۱)

.. چشمانم به نگاهت حسودی می کنندو نگاه مشتاق و تشنه توبه دست...

... هیچوقت کسی رو پس نزن که دوستـت داره ... مراقـبته ...و نگ...

عشق من امشب مرا دیوانه کنلحظه هایم را ز غم بیگانه کنباز از ج...

سلام صبحتون پرازخبرهای خوش (امین)

.خواستم تا بسرایم ، غزلی ناب نشد!از برایت بنویسم ، بکنم قاب ...

بعد از خوردن بستنی و خاموش شدن چراغ‌ها، عمارت در سکوتی عمیق ...

چندشاتی جونگکوک(پارت۵)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط