امروز آقا بی تو جور دیگری بود

امروز آقا بی تو جور دیگری بود
حتی نگاه یاس ها نیلوفری بود

خورشید مثل پنج شنبه پا نمی شد
انگار بین رختخوابش بستری بود

بر شانه های شمع ها در اول صبح
تابوت یک پروانه‌ی خاکستری بود

وضعیت آب و هوا مثل همیشه
مثل هوای جمعه‌ی پشت سری بود

اینکه غروب است و کمی بارانیم، نه
از اوّلش هم روز گریه آوری بود

در چشم هایم، التماس آخرینم
ما را به سمت "چشم هایت می بری" بود

این سال نود و چهار شمسی ما
آقا چه می شد سالِ خورشیدی‌تری بود


اللهم عجل لولیک الفرج.
دیدگاه ها (۹)

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

پارت ۲۰:

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے⁶⁶انگشت...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

📖 طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت هفدهم: وقتی طوفان شروع ش...

#شعر_مهدویامروز آقا بی تو جور دیگری بودحتی نگاه یاس ها نیلوف...

سخت است وقتی روضه وصف دختری باشدحالا تصور کن به دستش هم، سری...

بنام خداحضرت عباس(ع)----؛----به یادگذشتگان وسبکهای قدیمی نوح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط