من چنان

من چنان
محو سخن گفتن گرمت بودم
که «تــو» از هر چه که دم میزدی
آن دم خوش بود ...♥️
‌┈••✾❀♡🄱🄰🄷🄰🅁♡❀✾••┈
دیدگاه ها (۱)

دم بـا «تــو» زنــم!کـه یـار دیـرینـه تــویـی ...♥️‌┈••✾❀♡🄱🄰...

دست مرادر دست آفتاب بگذارو موهایم را به دست نسیم بسپارنگاهم ...

نمی دانمچرا وقتی به آغوش می گیرمتدیگر به هیچ چیز فکر نمی کنم...

یـک نگـاه از «تــــو»♥️و در باختـنِ جـان از مـن ...‌┈••✾❀♡🄱🄰...

من در سخن گفتن ناتوانم؛ کاش تو در خواندن چشم هایم ماهر باشی!...

وقتی فهمیدم جهان واقعی سازوکارِ سراسر ناآشنایی با جهان خیال‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط