یادمه یه دفه تو بازار گم شدم
یادمه یه دفه تو بازار گم شدم
یه مرده گفت بیا وایسا پیشه من تا مامانت بیاد
منم از ترسم به مرده گفتم
آقا تورو خدا مامانم اومد بگو منو دزدیده بودین
لامصب حاضر بودم ربوده بشم ولی دسته ننم نیفتم
چون میگرفت منو مثه گربه میزد که چرا گم شدی ؟؟؟
یه مرده گفت بیا وایسا پیشه من تا مامانت بیاد
منم از ترسم به مرده گفتم
آقا تورو خدا مامانم اومد بگو منو دزدیده بودین
لامصب حاضر بودم ربوده بشم ولی دسته ننم نیفتم
چون میگرفت منو مثه گربه میزد که چرا گم شدی ؟؟؟
- ۳.۲k
- ۰۳ شهریور ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط