زنان: از کوبانی تا شنگال، از حماسه تا تراژدی
زنان: از کوبانی تا شنگال، از حماسه تا تراژدی
بخش چهارم وپایانی
مقایسه: تفاوت شنگال و کوبانی را تنها در قالب دو مفهوم «تراژدی» و «حماسه» میتوان بیان کرد. آن چیزی که «تراژدی» را رقم میزند سرنوشت تکاندهندهی زنانی است که همچون کالا مبادله میشدند، به فروش میرسیدند، و مورد تجاوز قرار میگرفتند؛ آن چیزی که «حماسه» را خلق میکرد، نقش پررنگ زنان در عقب راندن داعشِ زنستیز بود. در کوبانی، این زنان بودند که داعش را هم از نظر ایدئولوژیک و هم از نظر نظامی شکست دادند و تحقیر کردند. جنگ در کردستان سوریه و کوبانی، جنگی بین دو نیروی مردانه نبود، بلکه نبرد از یک سو «یگانهای مدافع زن» و «یگانهای مدافع خلق» با داعش بود. در شنگال و در کردستان عراق اما جنگ کردها و و داعش یک جنگ مردانه بود. هردو نیرو مرد بودند و تقریبا زنان هیچ حضور ملموسی در جبهههای جنگ و در تغییر سرنوشت زن نداشتند.
نکتهای که در این میان وجود دارد این است که بعد از سقوط شنگال، به سرعت یگانهای مدافع زن و یگانهای مدافع خلق ازکردستان سوریه خود را به شنگال رساندند. آنها با باز گردن گذرگاهی، توانستند دهها هزار تن از زنان و مردان شنگال را نجات داده و به کردستان سوریه منتقل کنند. به عبارتی، در شنگال نیز، نقش زنان کردستان سوریه (روژاوا) در نجات دادن زنان و مردان شنگالی، نقشی حیاتی بود. آنها دیگر تبدیل به کابوسی برای داعش شده بودند. چون در هر مختصاتی که آنها حضور پیدا کردند، داعش در نهایت به بنبست رسید، یا امکان پیشروی بیشتر را از دست داد. در کوبانی و کردستان سوریه، برخلاف شنگال، زنان دیگر نقش قربانی نداشتند. آنها نیرویی رهاییبخش بودند.
اگرچه همذاتپنداریهای عظیمی در سطح دنیا با کوبانی و مقاومتاش صورت گرفت، اگرچه زنان کوبانی در سرتاسر جهان الهامبخش شدند، به ندرت به این نکته پرداخته شد که ارزشهایی که در مقاومت کوبانی ظاهر شدند، با آن که برای دنیا تازگی داشته، دست کم دو دهه پیشینه داشت.
kurman
kurdestan
arbil
#کوبانی
بخش چهارم وپایانی
مقایسه: تفاوت شنگال و کوبانی را تنها در قالب دو مفهوم «تراژدی» و «حماسه» میتوان بیان کرد. آن چیزی که «تراژدی» را رقم میزند سرنوشت تکاندهندهی زنانی است که همچون کالا مبادله میشدند، به فروش میرسیدند، و مورد تجاوز قرار میگرفتند؛ آن چیزی که «حماسه» را خلق میکرد، نقش پررنگ زنان در عقب راندن داعشِ زنستیز بود. در کوبانی، این زنان بودند که داعش را هم از نظر ایدئولوژیک و هم از نظر نظامی شکست دادند و تحقیر کردند. جنگ در کردستان سوریه و کوبانی، جنگی بین دو نیروی مردانه نبود، بلکه نبرد از یک سو «یگانهای مدافع زن» و «یگانهای مدافع خلق» با داعش بود. در شنگال و در کردستان عراق اما جنگ کردها و و داعش یک جنگ مردانه بود. هردو نیرو مرد بودند و تقریبا زنان هیچ حضور ملموسی در جبهههای جنگ و در تغییر سرنوشت زن نداشتند.
نکتهای که در این میان وجود دارد این است که بعد از سقوط شنگال، به سرعت یگانهای مدافع زن و یگانهای مدافع خلق ازکردستان سوریه خود را به شنگال رساندند. آنها با باز گردن گذرگاهی، توانستند دهها هزار تن از زنان و مردان شنگال را نجات داده و به کردستان سوریه منتقل کنند. به عبارتی، در شنگال نیز، نقش زنان کردستان سوریه (روژاوا) در نجات دادن زنان و مردان شنگالی، نقشی حیاتی بود. آنها دیگر تبدیل به کابوسی برای داعش شده بودند. چون در هر مختصاتی که آنها حضور پیدا کردند، داعش در نهایت به بنبست رسید، یا امکان پیشروی بیشتر را از دست داد. در کوبانی و کردستان سوریه، برخلاف شنگال، زنان دیگر نقش قربانی نداشتند. آنها نیرویی رهاییبخش بودند.
اگرچه همذاتپنداریهای عظیمی در سطح دنیا با کوبانی و مقاومتاش صورت گرفت، اگرچه زنان کوبانی در سرتاسر جهان الهامبخش شدند، به ندرت به این نکته پرداخته شد که ارزشهایی که در مقاومت کوبانی ظاهر شدند، با آن که برای دنیا تازگی داشته، دست کم دو دهه پیشینه داشت.
kurman
kurdestan
arbil
#کوبانی
- ۲.۴k
- ۰۵ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط