چشم خودبستم که دیگرچشم مستش ننگرم

چشم خودبستم که دیگرچشم مستش ننگرم
ناگهان دل داد زد دیوانه من میبینمش
#شهریار
دیدگاه ها (۴)

موهاش دریابود دنیامو زیبا کرد فهمید دیونه م موهاشو کوتاه کرد...

وچه بی ذوق جهانی که مرا باتو ندید

من که اصرارندارم توخودت مختارییابمانیاکه نرویانگه ت میدارم

چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرمناگهان دل داد زد: دیوانه!...

چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم دل داد زد دیوانه من میبی...

سلام ، خبر رسید از این جاده ناگهان پر زد / کبوترانه به آن سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط