فصل شب دردناک

فصل۲ |شب دردناک|
پارت ۱۶۲



جونکوک: چی شده
دختره سمتش چرخید و زود در را بست جلو در ایستاد خنده زوری کرد
ات : عشقم خوبی ... بریم دیگه
جونکوک: چی شده ها چرا نرفتی تو
ات : ولش کن خوابن نه خوابه ایل سونگ
جونکوک جدی بهش خیره شد دست اش را از رو دیوار برداشت و همسرش را هول و در را باز کرد وارد اتاق شد شوکه به آن ها خیره شد
درست میدید اون خواهرش و ایل سونگ بودن که با بدن برهنه هر دو در آغوش هم خواب بودن
جونکوک عصبی سمته پارچ رفت و برداشت اش دختره با ترس گفت
ات. : عشقم آروم باش
پارچ آب را برداشت و رو ایل سونگ و یوکی ریخت هر دو زود رو تخت نشستن یوکی با دیدن آن ها زود ملافه رو خودش کشید تا بدنش معلوم نشه دختره سمته همسرش رفت و دستش را گرفت
ات : عزیزم آروم باش
جونکوک: اینجا چه خبر ها
ات : آروم باش
جونکوک: تو خبر‌داشتی
ات: نه به جون خودم راست میگم
ایل سونگ: بابا چیزی نیست برید بیرون ما لباسی چیزی بپوشیم
جونکوک: بیا بیرون تا ببین چیکارت میکنم
جونکوک سمته در رفت و همسرش هم به دنبالش رفت

جونکوک : داشتن چه غلطی میکردین ها منتظرم
ایل سونگ: خب باید از تو بپرسم که با دوست دخترم امشب یا فردا شب ر*ابطه داشته باشم
یوکی : ایل سونگ اینجوری نگو
جونکوک: یوکی پدر. و مادر میدونن
یوکی: نه هیونگ
ات : عشقم آروم باش مگه کاره اشتباه ای کردن
جونکوک: ولی
ات : جونکوک لطفا دیکه داره وقتمون میگذره باید بهش بگیم دیگه سفه خالی نمونده برای نوشتن عشقم ... بلخره این روزم رسید بعد از این همه سختی
برادرش نگران گفت ... ایل سونگ: چی شده ها اتفاقی افتاده،
دختره از رو مبل بلند شد و سمته برادرش رفت آزمایش دی ان ای را جلو ایل سونگ گذاشت و سمته جونکوک رفت ..‌ ات : اوپا اگه عاقلی تصمیم درستی بگیری حتما با آرامی میایی خونه من پاشو عشقم
هر دو سمته در قدم برداشتن و ایل سونگ و ان حقیقت را با آن ها تنها گذاشتن و سوار ماشین خودشان شدن جونکوک و ات یه سمته آپارتمان خودشان رفتن

زندگی سخت میشه با مشکلات خودش ولی وقتی یکی رو داشته باشی آسان میشه در دوران سختی ها تنها شدن یک چیزه بدی به اندازه یک چاه پر از خون " امشب شب زیبایی بود چشن نامزدی برادرش بود روز های که برایش مثل خون بود تنها ایل سونگ کمک اش کرد تنها ایل سونگ بود که او را از ان چاه بیرون کشید
به آرامی یک آهنگ و گوش کردنش این اتفاق ها گذشتن
دیدگاه ها (۲)

فصل۲ |شب دردناک|پارت ۱۶۳ پارت پایانی و حال کنار همسرش " عشقش...

تریلر فیک جدید

فصل۲ |شب دردناک|پارت ۱۶۱جونکوک: امروز خیلی خسته شدیم بریم بخ...

فصل۲ |شب دردناک|پارت ۱۶۰با گذاشت بوسی رو دست همسرش مشغول خور...

#رُز_زخمی_من part. 73ات. جونگکوک انقدر اذیت نکن..... جونگکوک...

پرنسس من پارت ۲ /فصل ۱ویو کوکاز اون شب اون دختره منو دیوونه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط