My violent mafia
My violent mafia
season۱
Part۱۷
که ی دفعه ی دست اومد رو صورتم و ی دست دیگه دور کمرم و منو برد پشت درختا
همه مست بودن حتی یونا از شانس گندم باغ دورش باز بود و منو از باغ دور کرد حدس میزدم که شاید یکی از دشمنای کوک باشه پس ی مشت زدم به شکمش ولی هیچ تاثیری نداشت
منو انداخت زمین و اومد روم و داشت خفم میکرد یکم چشمامو وا کردمو چهرش یکم اشنا بود
ا.. م.. چییی کایییی
دیگه احساس خفگی نداشتم
اروم دسامالو از رو کردنم برداشت و بهم نزدیگ شد و سعی کرد منو ببوسه ولی من همش دستو پا میزدم
که ی دفعه ی صدای ضعیف از دور میاومدد که اسم منو صدا میکرد
ا.ت: کمککککک
مطمئنم کوک بود و کلی داد زدم
کای: اروم باش ا.ت من دوست دارم اروم باش
ا.ت: از روم برو کناااارررر عوضی
ویو کای
تا صدای جئون رو شنیدم ا.ت رو بلند کردم و بردم تو ماشین ولی چون بنزینم تموم شده بود مجبور بودم همون جا بمونم درارو قفل کردم و دیدم ا.ت تو خودش جمع شده خیلی نیازش داشتم اروم لباسمو در اوردم و بهش نزدیک شدم اروم صورتشو بالا اوردم تا خاستم صورتش نزدیک بشم پنجره ی ماشین شکست
کوک بود
کوک: چه قلطی میکنی اشغال
کای: نگران نباش دارم دارم کسی که مال توبود رو مال خودم میکنم(پوزخند)
ویو کوک
ی مشت تو صورتش خابوندم و درو باز کردم و ا.ت رو بغل کردمو با دو سوار ماشینم شدم و از اونجا دور شدیم
ا.ت: کوک تقصیر منه من نباید میواومدم اینجاکاشکی پیشت میموندم(با گریه)
کوک: اروم باش الان میرسیم خونه
ا.ت: هوم
ویو کوک
ا.ت و بردم خونه یکم بدنش زخم بود و کبود اروم رو تخت خودم گذاشتم دلم براش سوخت که بخام ازیتش کنم پس بخیال شدم روشو کشیدم و رفتم بیرون رفتم سمت قفسه های ی مشروب و یکم مشروب ریختم تو لیوان و سر کشیدم بعد چند لیوان خیلی داغ شدم و گرمم بود چندتا از دکمه های لباسمو باز کردم زیاد مست نبودم ولی گرمم بود
که صدای ا.ت به گوشم خورد که درد داشت میکشید زود رفتم بالا و دیدم هی ای ای میکنه رو تخت نشستم
کوک: چی شده درد داری (با استرس)
ا.ت: خیلی بدنم درد میکنه
کوک: میخای کرم بزنم
ا.ت: نه نه
ویو ا.ت
کوک بدون توجه به من رفت سمت جعبه ی کمک های اولیه و ولی خیلی تلو تلو میخورد نشستم رو تخت کوک دکمه های لباس باز بود؟باورم نمیشه خیلی منحرف بودم ی نگاه بهش کردم
کوک: چی شده به چی نگاه میکنی نکنه دلت ***میخاد(مست)
ا.ت: چیی نه من خابم میاد میرم اتاقم
کوک: نه خیرم (جلوشو میگیره) من هنوز عقب نمیکشم یادت نیست چی گفتم؟
قراره پیش من بخابی
ا.ت: اما...
کوک: هیسس برو رو تخت و لباساتو درار
ا.ت: چیییی نه خیر
(منحرفا فک کردین چیکار میخاد کنه)
کوک: فقط میخام کرم بزنم و بعد باهم بخابیم
ا.ت: با.. با.. باشه
ویو کوک
اروم با کرم رفتم سمتش لباساشو در اورده بود خیلی بدن خوبی داشت ی چند لحظه نگاش کردمو رفتم سمتش پاهاشو کشیدم جلو و کرمو زدم و چون نشسته بود سختم بود بخام سینه هاشو و کمر و... بزنم پس با ی حرکت پرتش کردم رو تخت و اروم رفتم روش رو زانو هام نشستم و کرمو زدم به شکمش
کوک: برگرد
ا.ت: چی
کوک: میگم برگرد میخام به کمرت کرم بزنم
ا.ت: اهان
چند دقیقه بعد
کوک: تموم شد فقط فعلا لباساتو نپوش
ا.ت: چ.. چی چرا
کوک: باید رو پوستت بشینه و اگر بپوشی لباسات کثیف میشه
ا.ت: خب میشه برم اناق خودم اینجا بدون لباس راحت نیستم
کوک: باشه لباساتو بپوش
ا.ت: باشه مرسی
چند دیقه بعد
کوک: حالا که پوشیدی بخواب رو تخت
ا.ت: شب بخیر
ویو کوک
ا.ت رفت رو تخت و حالا که ا.ت حالش یکم بهتر بود الان میتونم درست و حسابی باهم بخابیم
رفتم سمت تخت و از دشت ا.ت رو بغل کردم هیچ ری اکشنی نداشت
ولی من دست نکشیدم اروم دستمو بردم زیر لباسش که یهو ا.ت بگشت سمتم
ا.ت: چیکار میکنی
کوک: من گفتم باهم میخابیم پس...
ا.ت وسط هرفش میپره
ا.ت: پس مس نکن فقط میخابیم نه اینکه کاری باهام بکنی
کوک: ا.ت من الان باهات کاری ندارم ولی یکم که بگذره دیگه از دستم نمیتونی فرار کنی ها
ا.ت: بزار بگذره باشه (خابالو )
کوک: باشه ولی الان من میخامت
ا.ت: نه مگه نگف...
ویو کوک
ا.ت خیلی لوس بازی در میاورد من مافیا بودم ولی هرچی ا.ت میگفت میگفتم باشه عیبی نداره ولی دیگه کافی بود دیگه تاقتم تاق شد
و...
ادامه دارد...
چون پارت بعد اس.مات هست توی پیج سوم میزارم 🌷
لطفا گزارش نکنید من بخاطر شما اس.مات میزارم ☀🌛
و برای اینکه گزارش نشه پیج سومو خصوصی میکنم 🌈🍭
بای بای تو پیج سوم میبینمتون👋🏻😺
season۱
Part۱۷
که ی دفعه ی دست اومد رو صورتم و ی دست دیگه دور کمرم و منو برد پشت درختا
همه مست بودن حتی یونا از شانس گندم باغ دورش باز بود و منو از باغ دور کرد حدس میزدم که شاید یکی از دشمنای کوک باشه پس ی مشت زدم به شکمش ولی هیچ تاثیری نداشت
منو انداخت زمین و اومد روم و داشت خفم میکرد یکم چشمامو وا کردمو چهرش یکم اشنا بود
ا.. م.. چییی کایییی
دیگه احساس خفگی نداشتم
اروم دسامالو از رو کردنم برداشت و بهم نزدیگ شد و سعی کرد منو ببوسه ولی من همش دستو پا میزدم
که ی دفعه ی صدای ضعیف از دور میاومدد که اسم منو صدا میکرد
ا.ت: کمککککک
مطمئنم کوک بود و کلی داد زدم
کای: اروم باش ا.ت من دوست دارم اروم باش
ا.ت: از روم برو کناااارررر عوضی
ویو کای
تا صدای جئون رو شنیدم ا.ت رو بلند کردم و بردم تو ماشین ولی چون بنزینم تموم شده بود مجبور بودم همون جا بمونم درارو قفل کردم و دیدم ا.ت تو خودش جمع شده خیلی نیازش داشتم اروم لباسمو در اوردم و بهش نزدیک شدم اروم صورتشو بالا اوردم تا خاستم صورتش نزدیک بشم پنجره ی ماشین شکست
کوک بود
کوک: چه قلطی میکنی اشغال
کای: نگران نباش دارم دارم کسی که مال توبود رو مال خودم میکنم(پوزخند)
ویو کوک
ی مشت تو صورتش خابوندم و درو باز کردم و ا.ت رو بغل کردمو با دو سوار ماشینم شدم و از اونجا دور شدیم
ا.ت: کوک تقصیر منه من نباید میواومدم اینجاکاشکی پیشت میموندم(با گریه)
کوک: اروم باش الان میرسیم خونه
ا.ت: هوم
ویو کوک
ا.ت و بردم خونه یکم بدنش زخم بود و کبود اروم رو تخت خودم گذاشتم دلم براش سوخت که بخام ازیتش کنم پس بخیال شدم روشو کشیدم و رفتم بیرون رفتم سمت قفسه های ی مشروب و یکم مشروب ریختم تو لیوان و سر کشیدم بعد چند لیوان خیلی داغ شدم و گرمم بود چندتا از دکمه های لباسمو باز کردم زیاد مست نبودم ولی گرمم بود
که صدای ا.ت به گوشم خورد که درد داشت میکشید زود رفتم بالا و دیدم هی ای ای میکنه رو تخت نشستم
کوک: چی شده درد داری (با استرس)
ا.ت: خیلی بدنم درد میکنه
کوک: میخای کرم بزنم
ا.ت: نه نه
ویو ا.ت
کوک بدون توجه به من رفت سمت جعبه ی کمک های اولیه و ولی خیلی تلو تلو میخورد نشستم رو تخت کوک دکمه های لباس باز بود؟باورم نمیشه خیلی منحرف بودم ی نگاه بهش کردم
کوک: چی شده به چی نگاه میکنی نکنه دلت ***میخاد(مست)
ا.ت: چیی نه من خابم میاد میرم اتاقم
کوک: نه خیرم (جلوشو میگیره) من هنوز عقب نمیکشم یادت نیست چی گفتم؟
قراره پیش من بخابی
ا.ت: اما...
کوک: هیسس برو رو تخت و لباساتو درار
ا.ت: چیییی نه خیر
(منحرفا فک کردین چیکار میخاد کنه)
کوک: فقط میخام کرم بزنم و بعد باهم بخابیم
ا.ت: با.. با.. باشه
ویو کوک
اروم با کرم رفتم سمتش لباساشو در اورده بود خیلی بدن خوبی داشت ی چند لحظه نگاش کردمو رفتم سمتش پاهاشو کشیدم جلو و کرمو زدم و چون نشسته بود سختم بود بخام سینه هاشو و کمر و... بزنم پس با ی حرکت پرتش کردم رو تخت و اروم رفتم روش رو زانو هام نشستم و کرمو زدم به شکمش
کوک: برگرد
ا.ت: چی
کوک: میگم برگرد میخام به کمرت کرم بزنم
ا.ت: اهان
چند دقیقه بعد
کوک: تموم شد فقط فعلا لباساتو نپوش
ا.ت: چ.. چی چرا
کوک: باید رو پوستت بشینه و اگر بپوشی لباسات کثیف میشه
ا.ت: خب میشه برم اناق خودم اینجا بدون لباس راحت نیستم
کوک: باشه لباساتو بپوش
ا.ت: باشه مرسی
چند دیقه بعد
کوک: حالا که پوشیدی بخواب رو تخت
ا.ت: شب بخیر
ویو کوک
ا.ت رفت رو تخت و حالا که ا.ت حالش یکم بهتر بود الان میتونم درست و حسابی باهم بخابیم
رفتم سمت تخت و از دشت ا.ت رو بغل کردم هیچ ری اکشنی نداشت
ولی من دست نکشیدم اروم دستمو بردم زیر لباسش که یهو ا.ت بگشت سمتم
ا.ت: چیکار میکنی
کوک: من گفتم باهم میخابیم پس...
ا.ت وسط هرفش میپره
ا.ت: پس مس نکن فقط میخابیم نه اینکه کاری باهام بکنی
کوک: ا.ت من الان باهات کاری ندارم ولی یکم که بگذره دیگه از دستم نمیتونی فرار کنی ها
ا.ت: بزار بگذره باشه (خابالو )
کوک: باشه ولی الان من میخامت
ا.ت: نه مگه نگف...
ویو کوک
ا.ت خیلی لوس بازی در میاورد من مافیا بودم ولی هرچی ا.ت میگفت میگفتم باشه عیبی نداره ولی دیگه کافی بود دیگه تاقتم تاق شد
و...
ادامه دارد...
چون پارت بعد اس.مات هست توی پیج سوم میزارم 🌷
لطفا گزارش نکنید من بخاطر شما اس.مات میزارم ☀🌛
و برای اینکه گزارش نشه پیج سومو خصوصی میکنم 🌈🍭
بای بای تو پیج سوم میبینمتون👋🏻😺
- ۶.۳k
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط