کاش میگفتی

کاش میگفتی

ازکجای امتدادحضورم

روبان افتتاح جدایی رابریدی

تمام من

درماراتون رسیدن به توست

ریه های اشتیاقم

زیربیکران دیدارت

پروخالی میشوند

دیگربیا

برای این گم شدن ها

پایانی درنظر بگیریم....
دیدگاه ها (۱۱)

دردیعنی دوست داشتن کسیبی هیچ امیدی..............

درس زیادخواندم و هرجایی که مهم بودبا مدادزیرش خط میکشیدم!«قا...

عشق که سراغت بیایدآدم ها برایت دو دسته می شوندیک عده شبیه او...

باید تو را در سفره گذاشت.... کنار نان و نمک! تو برکت خانه ای...

«از چه بگویم؟ از غمی که انگار ریشه‌اش در عمقِ وجودم است و هر...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

فصل دومپارت نهم | آخرین غروب تابستانیک هفته بعد...تعطیلات تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط