همسایه من

همسایه من
پارت ۴

کوک: زیاد خوردی اره

داشت کمکت می کرد تا بری خونه خودت که یهو لبت خورد به لبه کوک و بعد بوسه رو ادامه دادیم تا اینکه ا/ت از شدتت خورد زیاد آبجو بیهوش شدی کوک بردت خونت صبح که شد از خواب بیدار شدی بعد رفتی خونه کوک

ا/ت: امممم دیشب چرت و پرتی که نگفتم ها
کوک: نه فقط اینکه جاییت درد نمیکنه
ا/ت: چرا لبام یکم درد می‌کنه انگار شب بد خوابیدم

کوک خندید

ا/ت: چیه چرا میخندی من کاری کردم
کوک: نه


ا/ت: باشه من دیگه برم سرکار خداحافظ


تو رفتی سرکارت و کوکم داشت خونشو تمیز میکرد بعد رفت پیش اعضا بهشون گفت که

کوک: می‌خوام با ا/ت ازدواج کنم
نامجون: مطمئنی ا/ت هم همینو میخواد
کوک: من هنوز بهش نگفتم امروز بهش میگم



تا پارت بعدی بای قشنگا
دیدگاه ها (۰)

همسایه من پارت 3 رفتی کوک رو صدا زدی ا/ت: کوک میای بریم بار ...

همسایه من پارت 2بعد اینکه دوستت رفت یکم خوایبدی صبح که شده ...

love in the dark⑥⑦فردا(شب)کوک: سلام ا/ت: یومی کجاست؟ کوک: سل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط