یکی شبیه تو با چشمای روشن

یکی شبیه تو با چشمای روشن
با یک غریبه بود ولی بدون من
تو چشم من بارون ولی تویی با اون
تو شهر بی قانون جداییا اسون

حالا نبود من برات ی عادت شد
از زندگیت رفتم خیالت راحت شد
دیدگاه ها (۱)

بخواب، آرامشِ خیال نداشته ام ، پیشکش. خستگی پلک هایت را سبک ...

بضیا دیگه شورشو دراوردن

چقدر دنیای من به دنیای انتخابات شبیه است. به تمام آدمهایی فک...

شروع این قصه از خنده های تو بود 💎کاشکی یکی حریف اون چشمای تو...

عاشقانه های شبنم

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط