گر چه در خیل تو بسیار به از ما باشد

گر چه در خیل تو بسیار به از ما باشد
ما تو را در همه عالم نشناسیم نظیر

در دلم بود که جان بر تو فشانم روزی
باز در خاطرم آمد که متاعیست حقیر

#سعدی
دیدگاه ها (۸)

در آفتاب رخش آب باده تاب انداختچه آب بود که آتش در آفتاب اند...

باز در میکده سر حلقهٔ رندان شده‌امباز در کوی مغان بی سر و سا...

بینِ تنهایی و من رازِ بزرگی است؛ بزرگ!هم از آن گونه که در بی...

خواب در عهد تو در چشم من آید؟ هیهاتعاشقی کار سری نیست که بر ...

🌷 سلام امام‌زمانمبا هر صبح، باز نور‌ امید در دلم روشن می‌شود...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

﷽#آقای‌من🥀از تو یک عمر شنیدیم و ندیدیم تو رابه وصالت نرسیدیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط