پرش زمانی به یک ماه بعد:
پرش زمانی به یک ماه بعد:
ویو ات:
چند روز دیگه عروسیم و خیلی خوشحالم
تهیونگ رفته سر کار
منم تو گوشیم بودم که یکی پیام داد
• سلام خانوم ات من یکی از هم کار های آقای تهیونگ هستم
اون امروز با یه دختر اومد و رفتارش جوری بود که شبیه دوست دخترشه
و من یه سری عکس دارم اگه میخواهید بهتون برسونمشون بیاید به آدرس(خونه ی عمه ی من)
یکدفعه اشکم در اومد قلبم تند تند میزد نمیدونم چیکار کنم
هرچی بهش پیام دادم جواب نداد
بالاخره تصمیم گرفتم برم ببینم قضیه چیه
تو راه همش داشتم گریه میکردم ( من از اینجا به بعد رو فرداش نوشتم و الان یادم نمیاد قرار بود موضوع چجوری بشه😑)
رسیدیم به یه کلبه وسط جنگل در زدم که یکی در رو باز کرد و سریع من رو کشید تو
( نکته: تهیونگ مافیا و ات بعد قضیه تجاوز فهمید)
من رو بردن طبقه بالا که یک مرد خوش تیپ اونجا نشسته بود البته به پای تهیونگ نمیرسید
مرده گفت بشین
نشستم جلوش
+ شما کی هستید
؛ اونش مهم نیست من یکی از مافیا های کره ام ولی اون تهیونگ عوضی از من بالاتره( عوضی مادر خرابته)
+ هوووووش .......
پرید وسط حرفم
؛چقدر؟
+ چی؟؟
؛ من ازت میخوام یه سری مدرک از تهیونگ برام بیاری
+ چی زر میزنی؟؟؟
بادیگاردش اومد جلو سمتم که مرده اشاره کرد بره
؛ هر چقدر بخوای بهت میدم ولی اگه قبول نکنی اینجا میمیری
+ قضیه اون دختر چی بود؟
؛ راستش هیچی میخواستیم بکشونیمت اینجا
+ میدونستم تهیونگ من اینجوری نیست
+ هر کار میخوای. باهام بکنید
پرش زمانی به ۲۰ دقیقه بعد:
کلی زر زد و همچی پیشنهاد داد اما من حتی لحنمم عوض نشد
من تهیونگ رو از ته قلبم دوست دارم و مهم نیست که چه بلایی سرم بیاد
که یکدفعه یکی از پشت اومد پشت کردم که دیدم.......
ویو ات:
چند روز دیگه عروسیم و خیلی خوشحالم
تهیونگ رفته سر کار
منم تو گوشیم بودم که یکی پیام داد
• سلام خانوم ات من یکی از هم کار های آقای تهیونگ هستم
اون امروز با یه دختر اومد و رفتارش جوری بود که شبیه دوست دخترشه
و من یه سری عکس دارم اگه میخواهید بهتون برسونمشون بیاید به آدرس(خونه ی عمه ی من)
یکدفعه اشکم در اومد قلبم تند تند میزد نمیدونم چیکار کنم
هرچی بهش پیام دادم جواب نداد
بالاخره تصمیم گرفتم برم ببینم قضیه چیه
تو راه همش داشتم گریه میکردم ( من از اینجا به بعد رو فرداش نوشتم و الان یادم نمیاد قرار بود موضوع چجوری بشه😑)
رسیدیم به یه کلبه وسط جنگل در زدم که یکی در رو باز کرد و سریع من رو کشید تو
( نکته: تهیونگ مافیا و ات بعد قضیه تجاوز فهمید)
من رو بردن طبقه بالا که یک مرد خوش تیپ اونجا نشسته بود البته به پای تهیونگ نمیرسید
مرده گفت بشین
نشستم جلوش
+ شما کی هستید
؛ اونش مهم نیست من یکی از مافیا های کره ام ولی اون تهیونگ عوضی از من بالاتره( عوضی مادر خرابته)
+ هوووووش .......
پرید وسط حرفم
؛چقدر؟
+ چی؟؟
؛ من ازت میخوام یه سری مدرک از تهیونگ برام بیاری
+ چی زر میزنی؟؟؟
بادیگاردش اومد جلو سمتم که مرده اشاره کرد بره
؛ هر چقدر بخوای بهت میدم ولی اگه قبول نکنی اینجا میمیری
+ قضیه اون دختر چی بود؟
؛ راستش هیچی میخواستیم بکشونیمت اینجا
+ میدونستم تهیونگ من اینجوری نیست
+ هر کار میخوای. باهام بکنید
پرش زمانی به ۲۰ دقیقه بعد:
کلی زر زد و همچی پیشنهاد داد اما من حتی لحنمم عوض نشد
من تهیونگ رو از ته قلبم دوست دارم و مهم نیست که چه بلایی سرم بیاد
که یکدفعه یکی از پشت اومد پشت کردم که دیدم.......
- ۱۸۳
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط