دیگر به تو فکر نخواهم کرد

دیگر به تو فکر نخواهم کرد
یا اگر تصادفی
در ذهنم اتفاق بیفتی
خودم را به کوچه علی چپ می زنم

دیگر بوی عطرت
برق کفش های ورنی مشکیت
و صدای مردانه ات
مرا به رعشه وا نمی دارد

حتی دیگر به لب سیگارهایت هم
حسودی نمی کنم

دلم برای خودم تنگ شده
می خواهم به خودم سفر کنم
نوک پا
نوک پا
آنقدر دور شوم
که تو از چشمانم سراب شوی

باید داغ رد پایم را
به دل خیابات های
پشت پنجره ات بگذارم

دیدگاه ها (۴)

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۵

dark life = 19در را پشت سرش بست و قفل کرد. صدای کلیک قفل، ات...

جادویی به نام عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط