بخشیدمت...!

بخشیدمت...!
همان روز که نوشینم بودی و مرا گوارای
وجودت ندانستی. .
همان روز که التماست کردم و
همان روز تنهایم گذاشتی..
همان روز که شوق خواستنت داشتم و تو
همان روز گفتی که خسته ای..
و من درست
همان لحظه ای که گفتی می خواهی بروی..
بخشیدمت...!
اما دلم را بی شک هرگز نمی بخشم...
که اینگونه به کسی وابسته شد که هیچگاه دوستش نداشت...
دیدگاه ها (۳)

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺖ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ...ﺟﻠﻮﯼ ﺁﯾﻨﻪ ﻣﯽ ﺍﯾﺴﺘﯽ...ﺭﮊ ﻟﺐ ...ﮐﻤﯽ ﻋﻄﺮ...ﻭ....

۶ گام آرامش...- هیچ بوسه‌ای جای زخم‌زبان را خوب نمی‌کند! پس ...

آدمها همیشه نیاز به نصیحت ندارندگاهی تنها چیزیکه واقعا به آن...

دلتنڪٌے آدم را بہ خیابان میڪِشد…دلتنڪٌم و مردم نمے فهمند قدم...

روز هایِ اول تو را تنها کودکی سرگردان می‌دیدم که به آغوشی ام...

همیشه می‌گفت که رفتن ها را باید از زبان انداخت، می‌گفت که حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط