بابام اومده بهم میگه :

بابام اومده بهم میگه :
پاشو برو ماشین رو ببر تو پارکینگ
میگم : بابا به خدا خسته م ، نمی تونم !
میگه : ده تومان می دم برو ، منم خسته م !
میگم : بیخیال … ده تومان میدم خودت برو …
پاشده شلوارش و می پوشه و میگه مرام نداری اگه ندی
پای مرامم موندم ده تومان پیاده شدم بهش دادم !
داد میزنه میگه : خانوم پاشو بیا بریم بستنی بخوریم !



والا خوب تیغم زد...
دیدگاه ها (۴)

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3«ویو ا.ت»_نه، تقصیر من نیست، تقصیر خودته که انقدر ...

☆دوپارتی، پارت آخر☆𓆩𐙚..وقتی هم استادته هم همسرت..𐙚𓆪ـــــــــ...

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط