#ترد شده من
#ترد شده من
پـــــــارتـــــــــــــــــ ۶
جین :جیمین باشه ، اگر می خوای که اول آروم شو بعد ادامه مصاحبه را انجام میدهیم .
جیمین اشک هاش را با دستش پاک میکنه و میگه : من خوبم ادامه بدیم .
ویوی بعد مصاحبه ،
جیمین به عنوان منشی قرار شد از فردا کار کنه و با خوشحالی میره خونه ی پدرش تا این خبر را بهش بده .
جیمین بعد رسیدن در زد که آجوما درا باز میکنه و جیمین میره داخل خونه .
جیمین : سلام پدر .(کمی نگران)
پ.ج: با چه رویی اومدی اینجا پسره(عصبی )
جیمین :آ..مدم که....... بگم ....دا...رم منشی می...شم(استرس و لکنت )
پ.ج:که چی (داد)
جیمین که بغض کرده بود گفت : واقعاً یه شراکت ارزش این که پسرت را ترد کنی و اینجوری نادیدش بگیری (گریه و داد)
پ.ج:آره(عربده)
که جیمین بدو بدو از خونه میزنه بیرون و میره سمت انباری که داخلش میخوابید ولی داشت بارون میآمد و کف انباری را آب خیس کرده بود و جیمین داشت از سرما میلرزید ولی باید برای فرا انرژی داشته باشه پس می خوابه .
ویوی فردا ،
رسیدم شرکت که رییس تا دیدم تعجب کرد .
جین:......
حمایتــــــــــــ^ ممنونــــــــــ~ قشنگمــــــــــــــــ`°
(◍•ᴗ•◍)❤
پـــــــارتـــــــــــــــــ ۶
جین :جیمین باشه ، اگر می خوای که اول آروم شو بعد ادامه مصاحبه را انجام میدهیم .
جیمین اشک هاش را با دستش پاک میکنه و میگه : من خوبم ادامه بدیم .
ویوی بعد مصاحبه ،
جیمین به عنوان منشی قرار شد از فردا کار کنه و با خوشحالی میره خونه ی پدرش تا این خبر را بهش بده .
جیمین بعد رسیدن در زد که آجوما درا باز میکنه و جیمین میره داخل خونه .
جیمین : سلام پدر .(کمی نگران)
پ.ج: با چه رویی اومدی اینجا پسره(عصبی )
جیمین :آ..مدم که....... بگم ....دا...رم منشی می...شم(استرس و لکنت )
پ.ج:که چی (داد)
جیمین که بغض کرده بود گفت : واقعاً یه شراکت ارزش این که پسرت را ترد کنی و اینجوری نادیدش بگیری (گریه و داد)
پ.ج:آره(عربده)
که جیمین بدو بدو از خونه میزنه بیرون و میره سمت انباری که داخلش میخوابید ولی داشت بارون میآمد و کف انباری را آب خیس کرده بود و جیمین داشت از سرما میلرزید ولی باید برای فرا انرژی داشته باشه پس می خوابه .
ویوی فردا ،
رسیدم شرکت که رییس تا دیدم تعجب کرد .
جین:......
حمایتــــــــــــ^ ممنونــــــــــ~ قشنگمــــــــــــــــ`°
(◍•ᴗ•◍)❤
- ۶۳
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط