امشب که نشستم و "نود" می دیدم..

امشب که نشستم و "نود" می دیدم..
کشتیّ و جودو، مشت و لگد می دیدم..

این تکل خطا نبود و آن کرنر بود..
او پای مرا به عمد زد، می دیدم..

داور که طرفدار حقیقت باشد..
این بار طرفدار "عدد" می دیدم..

آنها همه مشغول دغلبازی و من..
در پشت نقابشان حسد می دیدم..

من در عوض دیدن آیات خدا..
هی صحنه منشوری و بد می دیدم..

ای کاش نمی نشستم و تا دم صبح..
از ماه و ستاره ها رصد می دیدم..

ای کاش شبی برای یک سفره عقد..
از حیدر و همسرش مدد می دیدم..
دیدگاه ها (۱)

سلام دوستانمهمون امروزمون برادر عبدالحسین هست🥰✋*تعبیر خوابــ...

#پارت ششمغافل از این که اون مرد چه خوابی واسه من دیده و چه پ...

ازدواج به سبک شهدا حتما بخونیدهرهفته یک پست، مهمان شهدا شویم...

هواللهم اجعل قلبي الموطن الوحيد لحضورك.الهی، قلبم را تنها جا...

الحمدلله الذی خلق علیا

🤲

🔴دنبال دین نبودم، دنبال حقیقت بودم که به اسلام رسیدم‌چطور تل...

🚨 #مهم کد آخرین سخنرانی امام شهیدمان برای #مردم_مبعوث و باهو...

🔹 سرلشکر #محسن_رضایی با هشدار نسبت به هرگونه اقدام جدید آمری...

⚠️ #کودتای_اقتصادی، مسئولیت سران سه قوه و اهمیت حضور بعثت‌یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط