صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم

صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم
وانگه همه بت ها را در پیش تو بگدازم

صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم
چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم

تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری
یا آنکه کنی ویران هر خانه که می سازم

جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو
چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم

هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید
با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم

در خانه آب و گل بی توست خراب این دل
یا خانه درآ جانا یا خانه بپردازم
دیدگاه ها (۱)

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشیکه بسی گل بدمد باز و تو در...

‍ فدای سرت اگر آنچه می خواستی نشد... اگر چرخ دنیا با چرخ تو ...

‍.تمام ایام دلگیروغمگین هفته را،تمام حال این دل تنگِ بیقرار ...

دل من در سبدی عشق به نیل تو سپرد نگهش دار به موسی شدنش می ار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط