ㅤ
ㅤ
تـولد هـوبــی هیـونگــ✿ـِ جونگکڪوڪی
هوبی "یادمه چطور جونگکوک وقتی تصمیم گرفتم برم، گریه کرد"
جونگکوک "خیلی گریه کردم و هوبی هیونگ رو بغل کردم و بهش گفتم که نره"
تـولد هـوبــی هیـونگــ✿ـِ جونگکڪوڪی
هوبی "یادمه چطور جونگکوک وقتی تصمیم گرفتم برم، گریه کرد"
جونگکوک "خیلی گریه کردم و هوبی هیونگ رو بغل کردم و بهش گفتم که نره"
- ۱.۳k
- ۲۹ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط