هیچ کس از من مراقبت نکرد مثل تکه یخ عریانی که وسط آفتاب د
هیچ کس از من مراقبت نکرد مثل تکه یخ عریانی که وسط آفتاب داشتم ذره ذره آب میشدم و حتی یک نفر هم حواسش به من نبود
سرسخت به نظر میرسیدم و میشد روی من حساب کرد؛ در حقیقت اما شکننده تر از آنی بودم؛ که زیر آن همه فشار و اندوه یکه و تنها مقاومت کنم و نشکنم.
+
به ظاهر ایستاده بودم اما از درون مدتها بود که فرو ریخته بودم
سرسخت به نظر میرسیدم و میشد روی من حساب کرد؛ در حقیقت اما شکننده تر از آنی بودم؛ که زیر آن همه فشار و اندوه یکه و تنها مقاومت کنم و نشکنم.
+
به ظاهر ایستاده بودم اما از درون مدتها بود که فرو ریخته بودم
- ۹۵۱
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط