دردها

دردها
کم شود از گفتن
و دردی که مراست

از تهی کردن دل
می‌شود افزون
چه کنم؟!

#صائب_تبریزی
دیدگاه ها (۰)

.اِی ساقـیا        مَـسـتانه رو،           آن یار را آواز ده...

‌پاییز ای فصلِ برگ‌ریز ای همچو مرگخوب و رهاننده و عزیز گویم ...

در هوای چمن ای مرغ گرفتار منالشب دراز است دَمی در قفس و دام ...

چه دلی که بر جبینش همه داغ بی نصیبیچه گُلی که بر ...

با دست خالی و سردم:)

تنها دردی که می تونم تحمل کنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط