با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی

تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی

عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید

ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم

با کافران چه کارت گر بت نمی‌پرستی

سلطان من خدا را زلفت شکست ما را

تا کی کند سیاهی چندین درازدستی

در گوشه سلامت مستور چون توان بود

تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی

آن روز دیده بودم این فتنه‌ها که برخاست

کز سرکشی زمانی با ما نمی‌نشستی

عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ

چون برق از این کشاکش پنداشتی که جستی
دیدگاه ها (۳)

شعر....در من سکوت کردهمیان ترانه نفس می کشموقاصدکی تمام آرزو...

اگر زندگی آن‌گونه نیست که تو می‌خواهی، عوضش کن.زندگی امروز ت...

میشناسیم از بس زخم خورده تنم نمیشناسیم اما منم سلام رفیق ♬♫♪...

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی تا بی خبر بمیرد در درد خودپر...

🍁 با مدعی مگویید اسرار عشق و مستیتا بی‌خبر بمیرد در درد خو...

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستیتا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرس...

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی تا بی خبر بمیرد در درد خودپر...

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستیتا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرس...

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستیتا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرس...

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستیتا بی خبر بمیرد در درد خودپرس...

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستیتا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرس...

:با مدعی مگویید اسرار عشق و مستیتا بی‌خبر بمیرد در درد خودپر...

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستیتا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط