میگم خداحافظ

میگم خداحافظ

که تو چشم تَر کنی و بگـــی :

کجــا ؟ مگه دست خودته این اومدن و رفتن ؟

که سفت بغلم کنی و بــگی :

هیچ رفتــنی تو کار نیست

همین جـا ” به دلت اشاره کنی” جاته تا همیشه.

آخر سرش محکم بگی : شیر فهم شد ؟؟!

و من ، دل ضعفه بگیرم از این همه عاشقانه های

محکمت!
دیدگاه ها (۳)

تمـام ِ این چـند سـال و انــدی عــمرم بـه کــنار … مـن فـــ...

میگویند دنیا زندانی بیش نیستـ کـــــــــاش حبسِ اَبَـــد بب...

گاهی دلم هوس شیطنت می کند از همان شیطنت هایی که حرف تو پشت...

شریکــ زندگی آدم کسیه که: می دونـه حوصـله نـداری...!!! م...

سناریووقتی رفته بودید خونه مامانو باباش اما تو پر*یود بودی م...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود. هوسوک با کلافگی در پذیرایی قدم می...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

lost leaves/رمان جیمین

#سناریو براتون سناریو گذاشتم دوست دارید بگید بیشتر بزارم ☆وق...

P4 .MY GOOD MISTAKE.

گذشته روباه و اینده روباهپارت : 13 ناروتو هنوز بیهوش بود بور...

مافیای خشن من پارت ۱۷ نوشته: sarii

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط