(قسمت اول)

(قسمت اول)


وای این پسره ازکجا پیداش شد یک دفعه مثل منگلاگذاشت رفت اصلا باخودش خود درگیری داشت حالمو خراب کرد پسره مسخره......

-خوب برم دنبال کارها خودم خوب می خواستم چکارکنم ؟اره بایدبرم کفش بخرم ........رفتم توی مغازه کفش فروشی یه کفش فیرزه ای ده سانتی خریدم کفش خوب وساده بود یه پاپیون بزرگم کنارش بعدم یه شال فیرزهای خریدم چه ستی کنم امشب....

-رفتم خونه یه دوش سریعی گرفتم خوب دیگه باید آماده بشم ....

-خوب نوبت رسیدن به خودمه آرایشمو تموم کردم یه نگاه به خودم کردم خوبه قشنگ شدم....

-سایه فیروزهای وسیاه به چشمام میامد چشمامو بزرگ وخوشگل تر می کنه یه کم ریمل یکم رژگونه صورتی ودرآخرهم یه رژلب صورتی زدم...

-قیافم بدنیست به نظرم که متوسط ولی دوستام ازتعریف می کنن چشمام قهوهای تیره هستن پوستم نه زیادی سفید نه سیاه متوسطه بینی خوب وصافی دارم لب های قلوه ای ولی ازچشمام بیشترتعریف می کنن...

- خوبم دیگه زودی لباسامو پوشیدم موهاموساده روی سرم یه کلیپس جمع کردم اندازه موهامتوسطه ...کفش هایم راپوشیدم شالم روی سرم انداختم از اتاقم امدم بیرون.....

-وای دخترم چقدرناز شده

-مرسی مامان جونم

-خوب دیگه آماده شدی بریم ...؟

-آره مامان

تولدتا ساعت چند ه عزیزم ؟وقتی تموم شد بهم زنگ بزن بیام دنبالت

-باشه مامان

-مامانم منورسوند ازش خداحافظی کردم ....

-پیش به سوی مهمونی ...یه نفس عمق کشیدم......

-واردخونه شدم صدای آهنگشون تا توی کوچه هم میامد....

(لایک و کامنت فراموش نشه)
دیدگاه ها (۱)

(قسمت اول)- وقتی واردشدم چی بگم دخترشون با اون لباس های بازش...

(قسمت اول)-خوب بایدبرم یه لباس مناسب برای مهمونی بخرم حالا ک...

(قسمت اول)-نیلوفر: خدا نکنه ....... خوب عزیزم فردا می بینمت ...

ستاره‌های دو قلب Part 7: **از زبون دامیان:** *شام با خانواد...

*نام فیک:«دیــداریـــــی عجیب»(پارت:2)ــــــــــــــــــــــ...

در آستانه شروع پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط