انگار قرار نیست با تو بی حساب شوم

انگار قرار نیست با تو بی حساب شوم

سالهاست که رفته ای اما. . .

هنوز هن اشکهایم دارند حساب "دیدنت"

را با چشم هایم صاف می کنند.
دیدگاه ها (۱)

ای دف زخم خواره چه مظلوم و صابری وی نای رازگوی چه صاحب کرا...

عجب معمارهایی هستیم؛ بعد از ویران کردن یکدیگر می‌گوییم:ما بر...

من هیچوقت دزدی نکردم...فقط از دیوار قلب کسی بالا رفتمڪه مال ...

#نقاش غزل تا کهبه چشمان #توپرداخت...دیوانه شد ازطرز نگاهتقلم...

سلام‌امام‌زمانمای یار سفر کرده اگر که ز تو دوریمحس می‌کنم ان...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط