توسعه‌فردی و روان‌شناسی hamed361 29400955

دیدگاه ها (۱)

سعی کردم که شود یار زاغیار جداآن نشد عاقبت ومن شدم از یار جد...

گریه کن ای چشم من دیوانه شواو میرودزین پس با همکس بیگانه شوا...

همیشه لحظه خداحافظی صاحبخانه کنار در می ایستد وبهمهمانانش لب...

همشون تا لحظه آخر فکر میکردن زرنگن

۴ سال گذشت

#بنویس تا.اتفاق.بیفته

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط