و جمعه ها

و جمعه ها
سرنگ فرورفته در تنِ خلقت بود
وقتی که خلوتِ خدا
در ازدحامِ آدم و حوا به هم ریخت!

#محسن_حمزه
@ghazalkhun
دیدگاه ها (۲)

بیا رو راست باشیم ...نه تو نام مرا روی پسرت خواهی گذاشت ,و ن...

باید دل‌ات را می‌بردم ...!با رنگِ دوچرخه ام و مهره های رنگیِ...

آدمیزاد است دیگر...گاهی نیاز به دلخوشی های کوچکی دارد...مثلا...

صبح روز بعد ,زودتر از همیشه از خواب بلند شد .. میز صبحانه را...

**پارت ۱۴: آنچه پنهان مانده بود**سکوتی عجیب بعد از طوفانِ نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط