High potential

Part 3:

ران در رو باز کرد و آیوی با دیدن 8 آدم داخل یه اتاق بزرگ، کمی شوکه شد. اتاق دکوراسیون خاصی نداشت. فقط به جای 3 رنگ، با 2 رنگ مشکی و قرمز تزئین شده بود. یه فرش دایره‌ای شکل، 2 مجسمه‌ی عجیب و غریب و یه پرچم با عکس نماد مشکی و سفید مستطیلی شکل، تنها تزئینات اتاق بودن. یه میز اداری نسبتا بزرگ که آخر اتاق قرار داشت و مردی با موهای سفید رنگ که روی صندلی بزرگی نشسته بود، توجه آیوی رو به خودش جلب کرد.
آیوی به داخل رفت و با ورودش، نگاه ها به سمتش رفتن. نگاه هایی تیز و سرد درست مثل نگاه ران. آیوی چند قدم برداشت اما، قبل از پا گذاشتن روی فرش، متوقف شد. به پایین نگاه کرد و ردهایی قرمز رنگ دید. قطره هایی شبیه به خون و پاشیدگی‌ای درست جلوی آیوی.
ران_ رئیس؟ ایشون خانم‌ پرایس هستن.
فردی که روی صندلی بود، نگاهی به آیوی انداخت اما، آیوی به پایین و به فرش خیره بود.
سانزو_ پس تو اونی هستی که ران درموردش حرف میزد.
سانزو که سمت چپ اتاق ایستاده بود، به ران نزدیک شد و به آیوی نگاه کرد. مردی از کنار پنجره در سمت راست اتاق، به آیوی نگاه کرد و تعجب کرد.
ریندو_ هنوزم باورش سخته که خودش با پای خودش اومد اینجا.
صدای پوزخند کسی از کنار مردی که "رئیس" خطاب میشد، شنیده شد.
کوکونوی_ اونم مثل من پول دوسته!
ران آروم خندید و سانزو ابرویی بالا انداخت.
سانزو_ هی؟ میشنوی؟
سانزو دستش رو جلوی صورت آیوی تکون داد و ریندو، متعجب به ران نگاه کرد اما با دیدن لبخند ران، کمی شوکه شد. ران دستش رو روی شونه‌ی سانزو گذاشت و توجه سانزو رو به خودش جلب کرد.
ران_ میشنوه، سانزو. بذار کارشو بکنه.
سانزو شونه‌ای بالا انداخت و چند قدم عقب رفت.
ران_ خانم پرایس؟ لطفا بگید چی می‌بینید.
چند لحظه سکوت بود تا اینکه، بالاخره آیوی حرف زد.
آیوی_ مطمئنید فقط دزدیه، آقای هایتانی؟
–––––––––––––
پایان پارت سوم🍸
دیدگاه ها (۰)

High potential

High potential

High potential

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط