من اومدم با قسمت های پایانیلذت ببرید واقعا خوشحالم که

من اومدم با قسمت های پایانی....لذت ببرید واقعا خوشحالم که یکی داستانم رو خوند ازتون ممنونم که بهم انرژی میدید:)
ف۲ پ ۷۸

صبح فردا*
جیمین کتش رو در اورد و شروع به بستن کرواتش کرد یه ست پوشیده بود کاملا شبیه معامله گر ها بود تهیونگ یقه اسکی مشکیش رو تنش کرد و کت بلندش رو دستش گرفت جیهوپ به استایل ساده اما خشن زد و هرسه هم زمان از در خارج شدن و با نگاه کردن به همدیگه لبخند زدن امروز....روز پیروزی بود از راهرو خارج شدن و وارد پذیرایی شدن ارورا مشغول درست کردن کت یونگی بود و انیس داشت با نامجون حرف میزد جین نگاهی به سه تا پسر میکنه و لبخند میزنه
_ ببیناااا این سه تا چه دودی به پا کردن به به
هر سه تامون میخندیم انیس با گذاشتن لب تاپش تو کیفش سمت ما میاد
+ بریم اقایون؟
_ اره بریم
هر چهار تامون از در خارج شدیم و سوار ماشین شدیم البته تهیونگ تو یه ماشین دیگه بود سمت ادرسی که اون آدم مرموز گفته بود حرکت کردیم نزدیکای عصر بود ماشین رو نزدیک های آدرس نگه داشتیم و من مشغول هک کردن شدم تا اینکه یه چیز مشکوک دیدم
_ عجیبه....
انیس نگاهی به من کرد و نزدیک مانیتور شد
+ مشکل چیه
_ توی این ....ساختمون فرکانس فقط یه ادم هست فک کنم می‌خوان سرمون رو شیشه بماله
انیس بلند میشه و با برداشتن کیف پول از ماشین خارج میشه و به جیمین نگاه می‌کنه
+ بزن بریم سراغ کشتنش
_ دارم میام
جیمین اسلحش رو برداشت و با انیس خارج شد و من هنوزم داشتم اون ساختمون رو چک میکردم اثری از هیچ....آدمی بجز یه نفر نبود که اونم باید هموک آدمی باشه که نامه رو فرستاده
.........
اعضا آروم وارد مهمونی شدن و به اطراف خیره شدن نامجون کیف رو توی دستش سفت گرفت و دنبال جین راه افتاد و نشستن بدون اینکه متوجه نگاه دختری به نام مادمازل نشدن
_ طرف رو نمی‌بینم
جین درحالی که اطراف رو نگاه می‌کرد تا معامله گر رو پیدا کنه لب زد
_ همین اطرافه....مارو ببینه میاد نگران نباش
همینطور که حرف می‌زدن یه مرد با ماسک میاد و میشینه و یه شراب رو میریزه و میخوره ارورا و یونگی مواد رو در میارن و روی میز میزارن مرد کمی نزدیک می‌شه و مواد رو با یه انگشتش برمیداره و کمی ازش رو میخوره و نگاه به همه اعضا میکنه مواد رو می‌گیره و پول رو دستور میده بیارن
× پرکیفیت.....افرین
+ ما رو معامله هامون حساسیم
مرد نگاهی تو چشم های ارورا میکنه و تایید میکنه با اومدن پول اون رو تحویل میده و با مواد میره جین بلند میشه که برن کا ارورا نگاهی بهشون میکنه
+ میشه...
دیدگاه ها (۵)

ف۲ پ۷۹+میشه بمونیم یکم....از فضای اینجا خوشم میاد خیلی قشنگ...

ف۲ پ ۸۰+ یوناچیکار با زندگیت کرده که انقدر سرش نابودی؟_ چی ...

ف۲ پ ۷۷نگاهی بهش کردم درسته که هر روز داشتم این کار رو می‌کر...

ف۲ پ ۷۶ دو سال بعد*مادمازل*همونطور که سیگار توی دستم بود به ...

+جونگکوکی داری چیکار میکنی؟_دارم رو پروژم کار میکنم مالیشکا ...

سناریووقتی باهات دارن دعوا میکنن که یهو یه بشقاب رو برمیدارن...

#سنگدل part 38جینو ماشین رو در جایگاه مخصوصش پارک کرداز ماشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط