آنچنان باش که من از تو شکایت نکنم

آنچنان باش که من از تو شکایت نکنم
از تو قطع طمع لطف و عنایت نکنم

پیش مردم ز جفای تو حکایت نکنم
همه جا قصه درد تو روایت نکنم

دیگر این قصه بی حد و نهایت نکنم
خویش را شهره هر شهر و ولایت نکنم

خوش کنی خاطر وحشی به نگاهی سهل است
سوی تو گوشه چشمی ز تو گاهی سهل است
دیدگاه ها (۰)

ســاڪنــان "قــلــبــتــ" را بــه دقــّت انــتــخــاب ڪنــزی...

از مترسکی سوال کردمآیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای؟پاسخم...

درسته خنگن!ولی بامرامن همدیگه رو تنها نمیذارنگند هم که میزنن...

💕براي اينکه انسان کمال يابد،صدسال کم است.. ولی برای بدنامی ا...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط