مغرورانه اشك ریختیم

مغرورانه اشك ریختیم
و مغرورانه سكوت كردیم.....
چه مغرورانه التماس كردیم
وچه مغرورانه از هم گریختیم....
غرور هدیه شیطان بود
و عشق هدیه خداوند
هدیه شیطان را به هم تقدیم كردیم
و
هدیه خداوند را از هم پنهان......
دیدگاه ها (۲۹)

چهل روزه ندیدمت، نگو چرا جون بر لبمشاید نمی شناسی منو، به او...

اینجا فقط تو را از نوشته هایت ” می بینند “…درست دیده ای ، فق...

کم کم به آخر پاییزمیرسیم.....همه دم میزنند از شمردن جوجه ها!...

دردهایی هست که نمیشود فریادشان کرد نمیشود درمانشان کرد....نم...

ادامه فصل دوماو به سمت ا. ت آمد و او را از زمین بلند کرد. دس...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

سناریو تهیونگ

بسم الله الرحمن الرحیم قسمت دوم : راه خدا :به نص صریح قرآن،...

From Hatred to My Love

رقص سایه‌ها | پارت دهم: «بازی با آتش در سکوت»میرا گردنبند را...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۰: پناهی در میانِ طوفانسکوتِ میا...

پارت ۳۳چند ماه از اون روزِ پر از هیجان گذشته بود. حالا دنیا ...

📖 طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت نوزدهم: اعتراف در غبارِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط