برو ای ترک که ترک تو ستمگر کردم

برو ای ترک که ترک تو ستمگر کردم
حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم

عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
ساده دل من که قسم های تو باور کردم

به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زان همه ناله که من پیش تو کافر کردم

تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار
گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم

زیر سر بالش دیباست ترا کی دانی؟
که من از خار و خس بادیه بستر کردم

در و دیوار به حال دل من زار گریست
هر کجا ناله ی ناکامی خود سر کردم

پس از این گوش فلک نشنود افغان کسی
که من این گوش ز فریاد و فغان کر کردم

ای بسا شب به امیدی که زنی حلقه به در
دیده را حلقه صفت دوخته بر در کردم

شهریارا به جفا کرد چو خاکم پامال
آنکه من خاک رهش را به سر افسر کردم
دیدگاه ها (۴)

برو ای ترک که ترک تو ستمگر کردمحیف از آن عمر که در پای تو من...

نالهٔ ناکامیبرو ای ترک که ترک تو ستمگر کردمحیف از آن عمر که ...

برو ای تُرک که تَرک تو ستمگر کردم حیف از آن عمر که در پای تو...

برو ای تُرک که تَرک تو ستمگر کردم حیف از آن عمر که در پای تو...

برو ای یار که ترک تو ستمگر کردمحیف از آن عمر که در پای تو من...

عاشقانه های پاکبرو ای تُرک که تَرکِ تو ستمگر کردمحیف از آن ع...

برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم حیف از آن عمر که در پای تو م...

ستمگر/ شهریاربرو ای یار که ترک تو ستمگر کردمحیف از آن عمر که...

برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم... حیف از آن عمر که در کوی ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط