زدم پرسه در ساحل چشمانت و صدها گِله

زدم پرسه در ساحل چشمانت و صدها گِله

از بارانی که نبارید و چتری که چرا خیس شد!


#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

حکم او دیوان پسند و حکم ما دیوانه‌واراین تفاوت از پی دل بردن...

یک نفس واژه به اشعار سپیدم دادیبعد تو هرچه که آمد غزل و قافی...

بگذار،تا دست‌هایت همیشه سبز باشد برای بهارهمیشه لانه باشد بر...

می‌نویسمامشب به عشق همان که تنهایی‌ام را وزن کرد و به سنگینی...

____[The Forbidden Crossing]____

My professor Chapter:2Part:86هیزل بهت زده ، با اخم غلیظی چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط